الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
439
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( فقط انسان ضاحك است ) و در همين معنى گفت : ( وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى - 43 / نجم ) « 1 » . و در آيه : ( وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ فَضَحِكَتْ - 71 / هود ) ( همسر ابراهيم ايستاده و شادمان بود و فرشتگان او را به اسحق و پس از او به يعقوب بشارت دادند ) خندهء همسر ابراهيم از شگفتى و تعجّب بود به دلالت آيه : ( أَ تَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ - 73 / هود ) ( به او گفتند : آيا از امر خدا در شگفتى ) و دلالت ديگر بر اين سخن خود اوست كه گفت : ( أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ - 72 / هود ) ( آيا من كه پيرم فرزندى خواهم داشت ) تا كلمه ( عَجِيبٌ - 72 / هود ) در آيه كه موضوع را روشن مىكند يعنى شگفتى زاست . ولى سخن كسى كه گفته است معنى آن - حاضت است تفسير آن نيست چون گفت : ( فَضَحِكَتْ - 71 / هود ) بعضى از مفسّرين تصوّر كرده و گفتهاند كه - ضحكت - به معنى - حاضت - است و - ضحكت - را براى بيان شادى حال او ذكر كرده است كه خداى تعالى آن را نشانهاى به مژده و بشارت فرزند قرار داد ، و در همان وقت عادت ماهيانه يافت و دشتان و حائض شد تا نشانهاى بر اين باشد كه باردار شدن او دور از حقّ و منكر نيست زيرا مادامى كه زن چنان حالتى دارد باردار مىشود . و شاعر در وصف باغ و گلستانى مىگويد : يُضَاحِكُ الشّمسَ منها كوكب شرق ( ستارهاى فروزنده كه از خورشيد نور مىگيرد ) كه درخشيدن ستاره را به خنديدن و شاد بودن تشبيه كرده است و لذا برق جهنده هم - ضَاحِك - ناميده شده و همچنين سنگى كه برق مىزند و رطبى كه به پختگى مىرسد و آماده چيدن است . طريقٌ ضَحُوكٌ : راه روشن .
--> ( 1 ) ترجمهء تمام آيه : آن خدايى است كه سر انجام كارها بسوى اوست و به هر كس پاداش كامل سعيش را مىدهد ، آنها را مىخنداند و مىگرياند ، مىميراند و زنده مىكند .